بعد از شهادت مالک، علی (ع) چند ماه بیشتر زنده نبود ...

محمد حسین حیدری

جستجو

 

کودتای رسانه ای در روز روشن

جمعه 29 اردیبهشت 1391   10:55 ب.ظ


درود بر اهالی سقیفه که به احترام علی (ع) در زمان حیات پیامبر کودتا نکردند! سلام بر معاویه و اعوان انصار فاسدش که برای تجزیه حکومت علی (ع) لااقل تا شهادت مالک اشتر صبر کردند. هزاران درود و دو صد سلام بر لشگر  حرامزادگان یزید که تا عباس (ع ) امیر سپاه حسین (ع) بود حرمت خیام را نگه داشتند و برای سر بریدن از خدا، تا شهادت حیدر دشت کربلا، تقوا به خرج دادند و سیلی زدند به صورت شیطان! سر جمع همه درود ها و سلام های مذکور به روح آن کسانی که تا مصدر اجرایی کشور از دست سید علی (روحی فداه) خارج نشده و به دست موسوی نیفتاده بود، به خمینی کبیر جام زهر نداند!

اما لعنت خدا بر آنانی که هنوز احمدی نژاد به مسلخ نرفته، تیرها را مستقیما به رهبری می رسانند! والله قسم اینجا پایان تاریخ است و صحنه به غایت رسیدن خباثت! مرزهای خباثت و نفاق را این بار عده ای در درون جمهوری اسلامی به حرکت در آورده اند. والله قسم مالک اشتر زنده است هر چند بدنش همچون خارپشت پر از تیر باشد؛ هر چند ارتفاع خاکریزش در اثر کوبش خمپاره های جنگ روانی و مارپیچ سکوت، مرتفع شده باشد؛ هرچند وزارایش هم جواب سلامش را ندهند؛ هر چند ...

امروز در یک کودتای علنی رسانه ای و در اقدامی عجیب و حیرت آور و بر خلاف روند 33 ساله انتشار اخبار مقام رهبری در جمهوری اسلامی، کلیه بخش های خبری صدا و سیما از انتشار سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار با جمعی از ایثارگران خودداری کردند. رهبر انقلاب در این دیدار با نهیب مجدد جریان مدعی انحراف در جمهوری اسلامی فرموده بودند: باید بدانیم این حركت ملت ایران با خستگی و بی‌حوصله‌گی برخی افراد دچار تزلزل و انحراف نمی‌شود.

رویه مرسوم در در انتشار اخبار آقا این است که پس از انتشار خبر در سایت معظم له، تصاویر دیدار برای پخش در اخبار به صدا و سیما ارسال می شود.  

اینکه تصور شود به دلیل غیر رسمی بودن دیدار، تصاویر به صدا وسیما ارسال نشده خوش بینی کودکانه ای بیش نیست. اگرقرار است چیزی به اطلاع مردم نرسد (رد مجدد انحراف در بین مسئولان نطام توسط رهبری) چرا اساسا خبر آن در سایت آقا منتشر می شود؟ مگر رهبری کم از این دست دیدار های غیر رسمی دارند؟ چرا دقیقا همان دیداری از بیخ سانسور می شود که رهبری صریح تر از همیشه انحراف را رد کرده و به جریان تزویر نهیب زده است؟

اما چه می شود که تصاویر به دست صدا و سیما نمی رسد؟ باز هم تحمیل مصلحت؟ بازهم نقش آفرینی همان جریانی که نامه های رهبری را افشا می کند و 3 روز قبل از نگارش حکم ابقای مصلحی توسط رهبری، خبر آن را روی خروجی خبرگزاری فارس قرار می دهد؟

بارها در جمله ای به ظاهر شوخی خطاب به دوستان و اطرافیانی که فتنه 88 را خیلی فتنه حساب می کردند، گوشزد کرده بودم، آن روزی که خامنه ای دات آی آر را هم فیلتر کنند تازه میفهمیم فتنه یعنی چه!

پیام این اتفاق حیرت آور و باور نکردنی برای رهبری کاملا روشن است. احمد توکلی منافق پیشتر گفته بود که اولین بار واژه جریان انحرافی را از رهبر انقلاب شنیده است!

به همین سادگی! در شهر خبری نیست!


نوشته شده توسط : محمد حسین حیدری

نگاهی به حركت وضعی انقلاب اسلامی از موقعیت "كربلا" تا شرایط "بدر وخیبر"

چهارشنبه 30 فروردین 1391   12:22 ق.ظ

"بدر و خیبر" تعابیر رسا و استثنایی امام خامنه ای در توصیف شرایط انقلاب اسلامی است كه  در دیدار با مردم قم ، به مناسبت سالگرد قیام 19 دی ابراز گردید. این در حالی است كه طی 30 سال گذشته، جمهوری اسلامی از یك سو هیچگاه چه به لحاظ حجم و چه از نظر تنوع تهدیدات؛ چنین شرایطی را تجربه نكرده و از سویی دیگر، هرگز با فرصت های عظیمی كه در پی بیداری اسلامی و قیام مستضعفین در جهان پیش آمده؛ روبرو نبوده است.

برداشت راهبردی امام خامنه ای از شرایط كنونی كشور، از جهات گوناگون، حاوی نكات بسیار مهمی است و تامل بیشتری را می طلبد.  شاید یكی از مهمترین زوایای نگرش به تعبیر "بدری و خیبری" امام امت، نگاهی به سیر حركت وضعی انقلاب اسلامی باشد. رهبر معظم انقلاب بارها تاكید فرموده اند كه طی 30 سال گذشته، منحنی حركت ملت ایران همواره صعودی و در مقابل، دشمنان این ملت، نزول مطلق را تجربه كرده اند. با این وجود بدیهی است كه ملت ایران به صورت دفعی در وضعیت "بدر و خیبر" سر برنیاورده؛ بلكه با حركتی وضعی از نقطه عزیمتی مشخص، به صورت پیوسته تا موقعیت "بدر و خیبر" كنونی حركت كرده است.

اما نقطه عزیمت حركت وضعی انقلاب اسلامی چییست ؟ انقلاب اسلامی حركت خود را از كجا آغاز كرده و احیانا چه مراحلی را تا نیل به موقعیت "بدر و خیبر" طی نموده است؟ پاسخ این پرسش ها را می توان از بررسی فرمایشات رهبری انقلاب در پنج مقطع زمانی در حد فاصل سال های 75 تا 90 پیدا كرد.


سخنان رهبر معظم انقلاب در سال 75 به روشنی نقطه عزیمت انقلاب اسلامی در دوران زعامت ایشان را روشن می كند. ایشان در دیدار با فرماندهان سپاه محمد رسول الله (ص) پس از تاكید بر لزوم عبرت گرفتن از تاریخ بویژه توجه به عبرت های عاشورا می فرمایند: 

«جا دارد ملت اسلام فكر كند كه چرا پنجاه سال بعد از وفات پیغمبر، كار كشور اسلامی به جایی رسید كه مردم مسلمان – از وزیرشان، امیرشان، سردارشان، عالمشان، قاضی شان، قاری شان و اجامر و اوباششان – در كوفه و كربلا جمع شدند و جگر گوشه ی پیغمبر را با آن وضع فجیع به خاك و خون كشیدند؟! خوب؛ انسان باید به فكر فرو رود، كه چرا چنین شد؟ این قضیه را بنده دو، سه سال پیش، در یكی دو سخنرانی، با عنوان “عبرتهای عاشورا” مطرح كردم. البته درسهای عاشورا مثل درس شجاعت و غیره جداست. از درسهای عاشورا مهمتر، عبرتهای عاشوراست. این را من قبلاً گفته ام. كار به جایی برسد كه جلوی چشم مردم، حرم پیغمبر را به كوچه و بازار بیاورند و به آنها تهمت خارجی بزنند!»

امام خامنه ای سپس در عباراتی تامل برانگیز كه صراحتا عمق و گستردگی تهدیدات علیه ولایت و انقلاب اسلامی را نشان می دهد می افزایند: «اگر امروز من و شما جلو قضیه را نگیریم، ممكن است پنجاه سال دیگر، ده سال دیگر یا پنج سال دیگر، جامعه ی اسلامی ما كارش به جایی برسد كه در زمان امام حسین علیه السّلام رسیده بود. مگر این كه چشمان تیزی تا اعماق را ببیند؛ نگهبان امینی راه را نشان دهد؛ مردم صاحب فكری كار را هدایت كنند و اراده های محكمی پشتوانه ی این حركت باشند. آن وقت، البته، خاكریزِ محكم و دژِ مستحكمی خواهد بود كه كسی نخواهد توانست در آن نفوذ كند. و الاّ، اگر رها كردیم، باز همان وضعیت پیش می آید. آن وقت، این خونها، همه هدر خواهد رفت.…»

سخنان رهبری در سال 75 به روشنی از نگرانی ایشان در خصوص احتمال تكرار كربلا این بار در گستره انقلاب اسلامی حكایت دارد. خصوصا كه رفتار دولت سازندگی و حزب كارگزاران حاكم بر كشور، مغایر ارزش های انقلاب  و دفاع مقدس است. 

اكنون بر اساس فرمایشات معظم له در سال 75 پاسخ به این پرسش كه امام خامنه ای (حفظه الله) انقلاب اسلامی را در چه موقعیتی تحویل گرفتند؛ روشن است: در آستانه وقوع كربلا!

اما با ادامه رویكرد های لیبرالی و ضد ارزشی دولت سازندگی و بی توجهی به مقوله فرهنگ، كه رهبر انقلاب بارها و بارها نسبت بدان هشدار دادند؛ پیش بینی ایشان در خصوص حاكم شدن افرادی معارض با ارزش های انقلاب محقق گردید و نهایتا در سال 76 حاكمیت گفتمان عاریتی اصلاح طلبان آغاز گشت.


تیر ماه پر حادثه سال 78 دیگر مقطع مهم و حائز اهمیت در بررسی سیر حركت انقلاب است. در اثر بالا رفتن میمون ها از منبر انقلاب و تشكیل حاكمیت دوگانه توسط اصلاح طلبان آمریكایی در جمهوری اسلامی، عمق تهدیدات تا وقوع فتنه 18 تیر افزایشی تصاعدی یافت تا جایی كه رهبر معظم انقلاب، حسین (ع) وار به میدان مبارزه با بنی امیه نوین آمدند و در جمع دانشجویان و اقشار مختلف مردم اظهارداشتند:

«ای سیّد و مولای ما! پیش خدای متعال گواهی بده كه ما در راه خدا تا آخرین نفس ایستاده ایم. بزرگترین آرزو و افتخار بنده این است كه در این راهِ پُرافتخار و پُرفیض و پُربهجت، جان خودم را تقدیم كنم.»

اگر چه كربلا بدون شك بزرگترین فاجعه تاریخ بشر است اما برای شیعه هیچ حادثه ای جگر سوز تر از جام زهر مصلحتی كه امام مجتبی (ع) نوشیدند؛ نیست و اساسا شیعه همواره كربلا و شهادت را بر صلح و ساغر زهر ترجیح داده است. از سوی دیگر دشمنان شیعه نیز همواره كوشیده اند تا محبان و پیروان اهل بیت (س) را به جای جانبازی و شهادت، وادار به پذیرش مصلحت كنند. از این روست كه هم و غم رهبر معظم انقلاب بر جلوگیری از فرو افتادن انقلاب اسلامی در موقعیت جام زهر قرار می گیرد و نهایتا این خواسته ولایت است كه بر كرسی و عرش سیاست می نشیند. امام خامنه ای خبری پر بهجت را در جمع جوانان گرد آمده در مصلی تهران در سال 79 بیان می كنند كه نشان می دهد موقعیت جام زهر پشت را سر گذاشته شده و از این مقطع زمانی به بعد؛ شیعه هیچ جام زهر مصلحتی را نخواهد نوشید:

«من به شما عرض كنم كه امروز دشمن قادر نیست. امروز به بركت ملتِ هوشیاری مثل ملت ایران، به بركت افكار برانگیخته ای مثل افكار ملت ایران، به بركت انقلاب بزرگی مثل انقلاب اسلامی ایران، نه امریكا و نه بزرگتر از امریكا – اگر در قدرتهای مادّی باشد – قادر نیستند حادثه ای مثل حادثه ی صلح امام حسن را بر دنیای اسلام تحمیل كنند. این جا اگر دشمن زیاد فشار بیاورد، حادثه ی كربلا اتّفاق خواهد افتاد

تا سال 79 انقلاب اسلامی از دو منزلگاه "كربلا" و "جام زهر" با موفقیت عبور كرده است. به عبارت دیگر شرایط سیاسی كه برای ابا عبدالله (ع) و امام مجتبی (ع) پیش آمده بود؛ با حركت معكوس ملت ایران پشت سر گذاشته می شود و دو منزلگاه پر خطر تاریخ طی می گردد.

فتنه سال 88 دیگر نقطه عطف تاریخ انقلاب و بزنگاه عبور انقلاب اسلامی از منزلگاه ده ساله خود است. رهبر معظم انقلاب در سخنرانی های متعدد با تاكید بر روشنگری و بصریت افزایی بر اساس مدل جناب عمار، از حاكمیت پارادایم صفین بر رفتار فتنه گران خبر می دهند. آری انقلاب اسلامی در حال عبور از موقعیت "كوفه" و تجربه شرایط سیاسی امیرالمومنین (ع) است كه در نهایت به قیام 9 دی منجر می گردد.

اما موقعیت جدید انقلاب اسلامی پس از عبور از منزلگاه "كوفه" كجاست؟ این پرسشی است كه ذهن اهالی تدبیر را درگیر كرده است. آیا افزایش بی سابقه فشار ها به انقلاب اسلامی نشان از موقعیت شعب ابی طالب دارد؟ پاسخ امام منفی است. ایشان معتقد به "بدر و خیبر" هستند:

«این روسیاه های بدمحاسبه گر خیال میكنند ما امروز در شرائط شِعب ابی طالبیم. اینجور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابی طالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم. ما در شرائطی هستیم كه ملت ما نشانه های پیروزی را به چشم دیده است؛ به آنها نزدیك شده است؛ به بسیاری از مراحل پیروزی، با سرافرازی دست پیدا كرده است. امروز مردم ما را از محاصره ی اقتصادی میترسانند؟ با این حرفها، با این ترفندها میخواهند مردم را از صحنه بیرون كنند؟ مگر چنین چیزی ممكن است؟ امروز میخواهند در اراده ی مسئولین اختلال ایجاد كنند؟ «قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتّبعنی»؛(۲) این راهی است كه با بصیرت انتخاب شده است، این راهی است كه با مجاهدت باز شده است، این راهی است كه با خون عزیزترینها هموار شده است. ما از این راه رفتیم، به قله هائی هم دست پیدا كردیم. ما متوقف نمیشویم، ان شاءالله پیش میرویم؛ ولی تا امروز هم به قله های بسیاری دست پیدا كرده ایم. جمهوری اسلامی، امروز كجا، بیست سال و سی سال قبل كجا؟دشمنانجمهوری اسلامی، هیمنه و باد و بروتِ آن روزشان كجا، ضعف و انكسار امروزشان كجا؟ اینها نشانه هائی است كه ملت ایران را تشویق میكند. نخیر، در ادامه ی راه اسلام – كه راه خداست، راه دین است، راه سعادت دنیا و آخرت است – اراده ی مسئولین همچنان مستحكم خواهد ماند؛ مردم هم امروز و در آینده، پای ثابت این حركت عظیم خواهند بود.

اكنون روشن است كه انقلاب اسلامی در حركتی عجیب و استثنایی، بر خلاف امت مرتد شده پیامبر (ص) كه در سیری قهقرایی حد فاصل " بدر و خیبر" تا "حضیض جنایات كربلا" را طی نمود؛ از كربلای زمان خود عبور كرد و جام زهر را در هم شكست و با بصیرت عمار، خاطره كوفه را به تاریخ فرستاد و امروز در موقعیت "بدر و خیبر" قرار دارد.

اما آیا "بدر و خیبر" كنونی آخرین موقعیت انقلاب اسلامی است و انقلاب در همین منزلگاه، لنگر می اندازد؟ چرا امام به طور همزمان از بدر و خیبر نام می برند؟ موقعیت بعدی انقلاب اسلامی چیست؟

نام بدر عدد مقدس 313 را تداعی گر است و لفظ خیبر نیز یاد آور در هم شكستن یهود و صهیونیزم .  موقعیت بعدی انقلاب اسلامی را شاید بتوان از این فرمایش مولا پیدا كرد:

«ما به ظهور امام زمان ارواحنا له الفدا این محبوب حقیقی انسان ها نزدیك شده ایم ملت ایران بفضل پروردگار و با هدایت های معنوی ولی الله الاعظم كاخ پر عظمت تمدن اسلامی را خواهد توانست بار دیگر در عالم برافراشته نماید این آینده ی قطعی شما است …جوانان خودشان را برای این حركت عظیم اماده كنند ،نیروهای مومن و مخلص این را هدف قرار بدهند شما جوانان به كمك خدا و به امید او ،ان روز را خواهید دید و به دست خودتان انشا ء الله ان روز را خواهید ساخت »

دقت كنیم كه درب خیبر بر ید ابالفضلی (ع) مولا قرار دارد!


نوشته شده توسط : محمد حسین حیدری

چرا مرتضوی استعفا داد؟ / ماجراهای رئیس جمهور حرفه ای و هالوهای سیاسی

یکشنبه 27 فروردین 1391   10:28 ب.ظ


نوع مطلب : تحلیل ،

دوم خردادی هایی نظیر صادق زیباکلام و اصولگرایانی چون دکتر امیر محبیان، احمدی نژاد را در درجه اول نه یک استراتژیست که "تاکتیسینی" بی نظیر، خلاق و باهوش معرفی می کنند و در مقابل، تدوین استراتژی های دولت را به پای مهندس اسفندیار رحیم مشایی می نویسند و او را مغز متفکر دولت قلمداد می کنند. حال چه به این تقسیم کار بین رئیس جمهور و رئیس دفترش قائل باشیم یا نباشیم، در هوشمندی احمدی نژاد و قدرت مانور بالای او به خصوص در زمین های بازی کوچک، شکی نیست. ذهن مهندسی احمدی نژاد که موجب شده است، وی همواره به مسائل پیش روی خود، نگاهی پروژه ای داشته باشد، مهمترین عاملی است که توانایی بن بست شکنی او را به اوج رسانده و این دقیقا همان مولفه ای است که در رقبایی نظیر موسوی، لاریجانی و محمد باقر قالیباف یافت نمی شود. 

از این روست هر از چندی که مخالفان پر نفوذ رئیس جمهور در رویای به بن بست رساندن احمدی نژاد غرق می شوند، ناگهان با اقدامی زیرکانه از جانب او، همه نقشه های خود را نقش بر آب می بینند و این احمدی نژاد است که با سوار شدن بر موج برآمده از سوی دشمنانش، فرآیند های سیاسی ضد خود را مدیریت کرده و بر علیه مخالفانش به سرانجام می رساند؛ نظیر آنچه در حادثه کلمبیا، مناظره های انتخاباتی، سوال از رئیس جمهور در مجلس و ... مشاهده کردیم.


به درستی می توان اتفاقات روز گذشته مجلس پیرامون استیضاح وزیرکار را یکی دیگر از شاهکار های تاکتیکی احمدی نژاد قلمداد کرد که  مجلس را بار دیگر، در جا کیش و مات و بی آبرو ساخت و میزان برخورداری دشمنان رئیس جمهور از بهره هوشی و ذکاوت سیاسی را برملا کرد!

خبر استعفای مرتضوی از مدیر عاملی سازمان تامین اجتماعی حادثه ای بود که در نگاه اول، انتقاد بسیاری از آحاد جبهه منحرفان از سکولاریسم و تحجر (ترمینولوژی مورد پسند من برای توصیف یاران احمدی نژاد به جای واژه احمدی نژادی ها!) را نسبت به وی برانگیخت و بسیاری تصور کردند، مرتضوی مرد میدان یاری احمدی نژاد و اهل هزینه دادن نیست، اما به نظر می رسد حقیقت چیزی غیر از این باشد و در حقیقت احمدی نژاد و مرتضوی، با رصد دقیق پروژه استیضاح شیخ الاسلامی و هدف گیری مرکز ثقل آن و با استفاده از اشتباه تاکتیکی استیضاح کنندگان، نه تنها از یک بن بست سیاسی و باخت حتمی دیگر، پیروز بیرون آمده بلکه ضربه ای اساسی را به دشمنان خود وارد آورده اند.

حقیقت این است که از یک سو مرتضوی به تنهایی قدرت ایستادگی در برابر مجلس و همچنین هجمه شدید رسانه های جبهه نوین "نه احمدی نژاد" را نداشت و از سوی دیگر استیضاح وزیر کار، با توجه به نقش حائز اهمیت شیخ الاسلامی در حلقه رئیس جمهور، به هیچ وجه به صلاح دولت نبود. همچنین عزم احمدی نژاد برای متلاشی کردن مافیای موجود در شستا پس از هفت سال، از همیشه راسخ تر بود و وی به به خوبی می دانست که دیگر فرصتی برای این امر پیش نخواهد آمد.

نقطه ضعف و پاشنه آشیل موجود در پروژه استیضاح وزیر کار نیز این بود که استیضاح کنندگان، مرکز ثقل و تکیه گاه اصلی پروژه شان را استعفای مرتضوی قرار داده و پیروزی خود را در کناره گیری مرتضوی تعریف کردند و همین اشتباه ظریف و به ظاهر کوچک فرصتی بزرگ برای احمدی نژاد فرآهم آورد.

مرتضوی با نرمشی داهیانه، ساعاتی پیش از برگزاری استیضاح، استعفا داد تا از یک سو، تکیه گاه طرح استیضاح را سست کند که این چنین نیز شد و استیضاح منتفی گردید و از سوی دیگر با توجه به لزوم پذیریش استعفا از سوی رئیس جمهور، مرتضوی عملا احمدی نژاد را در این مصاف سنگین به یاری طلبید تا رئیس جمهور با "روش احمدی نژادی" معروفش وارد صحنه شود.

این اتفاقات در شرایطی رخ داد که تا ساعاتی پس از استعفای مرتضوی، جمعی از نمایندگان باهوش و ذکاوت مجلس! سر مست از پیروزی بر احمدی نژاد و ادامه حضور گسترده شان در هیئت مدیره شرکت های وابسته به شستا به سر می بردند (بیش از 200 نماینده مجلس عضو هیئت مدیره شرکت های وابسته به شستا هستند که بیش از 40 نفر آنان توسط دکتر "ز" به این مناصب رسیده و از حقوق چند ده میلیونی در سال بهره مندند)  تا اینکه انتشار خبر موضع گیری قاطعانه احمدی نژاد که حاکی از عدم پذیرش استعفای مرتضی  بود؛ روی خروجی پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری قرار گرفت.

این سایت در مطلبی که نشان از آغاز فصل جدیدی در ماجرای مرتضوی و مجلس داشت، از حضور رئیس جمهور در مجلس خبرداد و گفت که رئیس جمهور در گفتگو با ابوترابی سه بار تاکید کرده که دولت هیچ تعهدی در خصوص استیضاح (بخوانید پذیریش استعفای مرتضوی) نمی دهد و اماده حضور در جلسه استیضاح است و نهایتا احمدی نژاد با تقضای ابوترابی و باتوجه به منتفی شدن استیضاح، مجلس را ترک کرد.

بدین ترتیب و بر اساس هوشمندی کم نظیر احمدی نژاد و صد البته اشتباهات دشمنان هالو صفت او، هم استیضاح شیخ الاسلامی منتفی شد، هم بار دیگر آبروی مجلس در پی سیاسی کاری نمایندگان و پس گرفتن استیضاح و شل کن سفت کن های پی در پی فرو ریخت و مهمتر از همه اینکه بقای مرتضوی در تامین اجتماعی که با فشار مجلس از اختیار دولت خارج شده بود؛ مجددا در اختیار احمدی نژاد قرار گرفت و او هم اکنون با در دست داشتن ابتکار عمل می تواند استعفای مرتضوی را نپذیرد تا برای چندمین بار حرف احمدی نژاد بر کرسی و عرش سیاست نشسته باشد.

البته برخی از نمایندگان باهوش تر مجلس پس از اطلاع یافتن از کلاه بزرگی که بر سرشان رفته تاکید کرده اند که اگر احمدی نژاد استعفای مرتضوی را نپذیرد، مجددا استیضاح را به جریان می اندازد که اقدامی بسیار پر هزینه محسوب شده و اندک آبروی باقی مانده مجلس هشتم نزد ملت را هم بر باد خواهد داد.

احمدی نژاد بار دیگر از باختی قطعی، یک پیروزی طلایی ساخت تا هوشمندی و عیارش در سیاست را به رخ دشمنانش بکشد. او باز هم ثابت کرد دشمنانش، مشتی کند ذهن و هالو صفت بیش نیستد که در برابر تدابیر او ناچار از بالا بردن دست ها به علامت تسلیم هستند و هر گاه که کم می آورند، با جر زنی و خیانت یا نامه های محرمانه مقامات ارشد نظام را افشا کنند و یا با تحمیل مصلحت، می کوشند برای او مهاری پیدا کنند.

-------------------------------



نوشته شده توسط : محمد حسین حیدری

تلاش مشترک شریعتمداری و آیت الله مکارم برای مدیریت احکام حکومتی

پنجشنبه 24 فروردین 1391   03:41 ب.ظ


نوع مطلب : تحلیل ،

(توصیه می کنم در بخش نظرات، نظر آقای ابطحی و پاسخ من را حتما مطالعه کنید. ضمنا ایشان مطالب مفصلی را علاوه بر کامنتی که هم اکنون قابل دسترسی است، مرقوم فرموده اند که به محض آماده شدن پاسخ های اینجانب، منتشر خواهد شد)

در پست قبلی که به اهداف پشت پرده نامه نگاری علی لاریجانی به رهبر انقلاب در خصوص لزوم استفاده ایشان از اختیارات اصل 110 قانون اساسی و صدور حکم حکومتی برای جلوگیری از طوفان تورم ناشی از اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها پرداختم، اشاره داشتم که جبهه نوین "نه احمدی نژاد" (مرکزیت و سازمان اطلاعات سپاه پاسدارن، مرکزیت حوزه علمیه و مراجع، طیف امنیتی کیهان و جریان فتنه) نگاهی کاملا ابزاری به اختیارات مطلقه رهبر معظم انقلاب داشته و معتقدند ظرفیت های کم نظیر این اصل را می بایست با مدیریت فشار ها بر رهبری و تحمیل مصلحت، در اختیار گرفت.

همچنین اشاره داشتم که پروژه حکم حکومتی طلبیدن از رهبری به صورت مرحله به مرحله در حال اجراست، به گونه ای که ابتدا خبر نامه نگاری علی لاریجانی، بدون اشاره به محتوای آن در خروجی رسانه ها قرار گرفت و سپس با گذشت 4 روز از انتشار خبر مذکور و عدم واکنش رهبری، حسن سبحانی نیا در محله دوم از اجرای این پروژه، مهمترین درخواست (بخوانید تعیین تکلیف وقیحانه) علی لاریجانی از رهبری را رسانه ای کرد تا این پیام را به مقامات عالی رتبه نظام ارسال کرده باشد که در صورت عدم مهار احمدی نژاد، هزینه های اجتماعی ناشی از مشکلات اقتصادی (که نظیر آن را در فتنه انگیزی "ارزی" شهرداری و بنیاد تعاون یک نهاد خاص تجربه کردیم)، متوجه رهبر معظم انقلاب خواهد شد.

مواضع روز گذشته حسین شریعتمداری و آیت الله مکارم شیرازی نیز در راستای سومین فاز از پروژه حکم حکومتی طلبیدن از رهبری قابل ارزیابی است.

برای همگان روشن است که علی لاریجانی در پازل "دیپلماسی قم علیه تهران" (در این خصوص گفتنی های زیادی هست که در آینده خواهم گفت. در همین حد بگویم که حیات رفسنجانی به عمق شکاف قم و تهران وابسته است) نماینده مطالبات حوزه علمیه قم و مراجع، محسوب می شود و لذا هر جا تیغ او نبرد، طبیعی است که خاستگاه موجوداتی چون او (مرجعیت) به یاری اش بشتابند!

در همین زمینه آیت الله مکارم شیرازی روز گذشته در جریان درس خارج خود به انتقاد شدید از تورم و گرانی های اخیر پرداخت. وی گفت که دشمنان!(بعید میدانم منظور ایشان شهرداری تهران و بنیاد تعاون یک نهاد خاص باشد) با فشار اقتصادی می خواهند مردم را به زانو در بیاورند. وی، در حالی که رهبری انقلاب در حکم تنفیذ دکتر احمدی نژاد، وی را فردی "شجاع، سخت کوش و هوشمند" خطاب کرده بودند؛ اظهار داشت: مغزهای متفکر کشور مسایل اقتصادی را جدی بگیرند و از تمام توان برای حل آن استفاده کنند!

نکته تاسف بار و در عین حال بسیار معنادار در سخنان آیت الله مکارم شیرازی اینکه وی، علی رغم تاکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب مبنی بر اعتماد به آمار های اساسی کشور و پرهیز از زیر سوال بردن گزارشات سازمان های آماری، دولت و محمود احمدی نژاد (و شاید فراتر از آن!) را به دروغگویی متهم کرد و گفت:گرچه میزان تورم 21درصد اعلام شده است اما آنچه ما و مردم در زندگی می بینیم واقعیت ها غیر از این است!

این در حالی است که هنوز چند روزی از فرمایشات رهبر معظم انقلاب که بر صحت آمار های رسمی کشور تاکید نموده بودند؛ نگذشته است. ایشان در همین زمینه در حرم مطهر رضوی فرمودند:« آمارهایی که منتشر شده است و آمارهای مورد قبول است به ما نشان می دهد که تا همین امروز اگر قانون هدفمندی یارانه ها اجرا نمی شد، مصرف بنزین در کشور، تقریبا دو برابر مصرفی بود که امروز انجام می گیرد.»

سرمقاله دیروز حسین شریعتمداری هم از این حیث حائز اهمیت است. وی در توهینی آشکار، کوشید تا با یادآوری رفتار اصلاح طلبان آمریکایی مجلس ششم که به مشکلات اقتصادی مردم بی توجه بودند، محمود احمدی نژاد را هم فردی ضد مردم، ناکارآمد و بی عرضه معرفی کند! وی در همین زمینه نوشت: «اعتماد مردم به مسئولان در دو حالت آسیب جدی می بیند، اول این كه احساس كنند مسئولان به دغدغه های آنان توجهی ندارند در این حالت مسئولان را غریبه با خود و غیرخودی تلقی می كنند در حالت دوم؛ مسئولان را خودی و دلسوز می دانند اما با مشاهده ناهنجاری ها و تداوم آنها، به این احساس می رسند كه مسئولان مربوطه اگرچه «دلسوز» و «مردمی» و «خودی» هستند ولی ناكارآمد بوده و «عرضه» مقابله با ناهنجاری ها را ندارند و بدیهی است كه در هر دو حالت نتیجه یكسان خواهد بود.»

شریعتمداری که در سرمقاله های قبلی خود، مهمترین ویژگیهای مثبت احمدی نژاد نظیر ولایتمداری، دشمنی با استکبار و بخصوص آمریکا و مرزبندی با رفسنجانی را زیر سوال برده بود، در این سرمقاله کوشید تا آخرین ویژگی مثبت باقی مانده از احمدی نژاد (به خیال خام او) که همان مردمی بودن است را هدف گیری کند. وی افزود: «اما شواهد غیرقابل انكاری نیز حكایت از آن دارند كه گرانی لجام گسیخته، جهشی و مصنوعی برخی از كالا و خدمات ضروری، ناشی از بی توجهی و مسئولیت ناشناسی شماری از مسئولان و مراكز تصمیم ساز و سیاست پرداز است. مسئولانی كه با جرأت- و یا با عرض پوزش- می توان گفت از حوزه دغدغه های مردم دور شده و به مرز «نامردمی»! رسیده اند

همزمانی انتشار سرمقاله شریعتمداری با سفر استانی دولت به هرمزگان، به خوبی نماینگر عمق کینه و خباثت دشمنان رئیس جمهور است.

در کنار همه مواضعی که به باز نشر آنها پرداختم، جا دارد نگاهی نیز به تاکید رهبر معظم انقلاب بر اجرای هدفمندی یارانه ها  در روز اول سال نو بیاندازیم تا علت هجمه های دهشتناک جبهه "نه احمدی نژاد" و یا به تعبیر صحیح تر جبهه "نه رهبری" را بهتر دریابیم:

«همه کارشناسان اقتصادی، چه در دولتهای قبلی و چه در دولت کنونی، متفق القولند که هدفمندی یارانه ها برای کشور یک نیاز و یک ضرورت است. همه این را اعتراف کرده اند. با وجود اینکه این معنا، مورد اتفاق همه بوده است، این اقدام لازم به خاطر دشواریهایش، به خاطر پیچیدگیهایش بر زمین مانده بود. دولت و مجلس، همت کردند در سال ۹۰، در شرایط تحریم، در شرایطی که دشواری و پیچیدگی این کار بیشتر از همیشه است، اقدام کردند، مراحل مهمی را از این کار پیش بردند. کار تمام نشده است[!!! فاز دوم باید اجرا شود]، اما آنچه مسئولان کشور تاکنون اقدام کرده اند، چه در دولت، چه در مجلس شورای اسلامی و پشتیبانی و همدلی و همراهی ملت، آنها را قرین موفقیت کرد.

...با هدفمندی یارانه ها، در واقع یک تعادلی، یک اجرای عدالتی، در تقسیم و توزیع یارانه ها وجود پیدا کرده است و من خبرهای موثقی از سراسر کشور دارم که حاکی از آن است که این کار در بهبود زندگی طبقات ضعیف، نقش موثر داشته است».

-------
یک سوال مهم و چند سوال بی  اهمیت:

گام بعدی جبهه "نه رهبری" چیست؟

اصولا این روزها شکر کیلویی چند است و چه کسی از فیه بازار خبر دارد؟

اگر کسی پدر سلطان شکر باشد، عاقلانه است که نگران نرخ تورم باشد؟

اگر احمدی نژاد در مناظره با موسوی علاوه بر هاشمی و فرزندانش و ناطق نوری و کرباسچی و ... نیم نگاهی هم به خانواده شکر! می انداخت آیا چیزی از "دیپلماسی قم علیه تهران" باقی می ماند؟

هر کس در برابر رهبری بایستد، شکر زیادی خورده یا ...؟


نوشته شده توسط : محمد حسین حیدری

چرا لاریجانی به رهبر انقلاب نامه نوشت؟

دوشنبه 21 فروردین 1391   10:59 ق.ظ


نوع مطلب : تحلیل ،

ایران امروز را می توان کشوری نامید که سرنوشتش با محتوای نامه های محرمانه ای گره خورده است که بر اساس تدابیر یک اتاق فکر پر نفوذ و امنیتی و بنا به اقتضای پروژه های سیاسی مطلوب یک جریان خاص، یکی پس از دیگری افشا می گردد و افشای هر یک از این نامه های محرمانه خود به نقطه عطفی در جغرافیای سیاسی جمهوری اسلامی تبدیل می شود. در این میان، مسئله حائز اهمیت این که هدف گیری "حریم امنیتی رهبری" جزء ثابت و لایتغیر تمام افشاگری های هدفمند از ماجرای برکناری مهندس مشایی تا حکم ابقای مصلحی بوده است. 
 
در همین زمینه، طی روزهای گذشته، فضا سازی گسترده ای این بار پیرامون نامه نگاری علی لاریجانی به رهبر معظم انقلاب در جبهه رسانه ای "نه احمدی نژاد" شکل گرفته است. این رسانه ها در تاریخ 15 فروردین ماه به انتشار خبر ارسال نامه علی لاریجانی به رهبر معظم انقلاب مبادرت و در خصوص محتوای این نامه نیز صرفا به این نکته بسنده کردند که رئیس مجلس در خصوص غیر قانونی بودن اقدام دولت در اجرای فاز دوم هدف مندی یارانه ها مطالبی را ابراز داشته است.

اما به فاصله 4 روز از انتشار این خبر، مصاحبه حجت الاسلام حسن سبحانی نیا در خصوص جزئیات نامه علی لاریجانی نشان داد جبهه بازسازی شده "نه احمدی نژاد" از انتشار خبر مذکور، اهدافی را دنبال می کرده که تا لحظه مصاحبه نماینده نیشابور، محقق نشده است. این عضو هیئیت رئیسه و دوست نزدیک علی لاریجانی در خصوص جزئیات نامه رئیس مجلس گفت که وی خواستار استفاده رهبری از اختیارات اصل 110 قانون اساسی و صدور حکم حکومتی توسط ایشان برای جلوگیری از اجرای فاز دوم طرح هدفمندی یارانه ها شده است. 

    نامه نگاری علی لاریجانی اتفاقی است که به سادگی نباید از آن عبور کرد و حول و حوش آن سوالات و ابهامات بسیاری بروز می کند که پاسخ به آن ها روشنگر بسیاری از حقایق سیاسی پشت پرده است:

1- اقتصاد کشور در شرایطی که از زمان اجرای فاز اول هدفمندی یارانه ها از ثباتی نسبی بر خوردار بود و برخلاف پیش بینی های دشمنان دولت در خصوص وقوع تورم 100 درصدی، علاوه بر رشد شاخص های اقتصادی، تورم ساختاری ناشی از سیستم معیوب توزیع یارانه ها نیز با جراحی بزرگ دولت، تا حدود زیادی مرتفع شده و در نتیجه آن، کشور نرخ تورم نسبتا مطلوب 11 در صدی را تجربه می کرد، با کودتای "ارزی" شهرداری تهران و بنیاد تعاون یک نهاد خاص، در فاصله اندکی تا برگزاری انتخابات مجلس، اقتصاد ملی با شوکی عظیم روبرو شد که در پی آن قیمت بسیاری از کالاهای اساسی افزایش یافت و شرایط نسبتا نا مناسبی برای طیفی از مردم پدید آمد و دولت احمدی نژاد نیز همچون همیشه آماج اتهام بی کفایتی قرار گرفت. 

اکنون به وضوح می توان دریافت که مهمترین هدف رئیس مجلس از نامه نگاری و حکم حکومتی طلبیدن از رهبری برای جلوگیری از "طوفان تورم" (عبارت بسیار تامل برانگیز نظیر تعبیر "بنزین" در نامه بدون سلام)، کوششی برای دور زدن دولت محمود احمدی نژاد است که همواره فداکارانه در برابر نارضایتی های اجتماعی ناشی از فتنه گری های اقتصادی رقبای خبیث (از ماجرای گرانی مسکن گرفته تا التهاب بازار سکه و ارز) در حکم سپر، خاکریز و ضربه گیر رهبری عمل کرده و یک جریان خاص کوشیده است تا از این طریق هزینه های اجتماعی ناشی از نابسامانی های اقتصادی را به طور مستقیم متوجه رهبر معظم انقلاب گرداند. 


 تصور خام اندیشانی که در نامه نگاری رئیس مجلس نقش آفرین بوده اند، این است که با حرکت اخیر، یک بازی دو سر برد برای خود و باختی قطعی را برای رهبری و احمدی نژاد رقم زده اند. این عده با اطلاع از توانایی های خود در فتنه انگیزی اقتصادی و اشراف بر برنامه ریزی های گسترده جبهه نوین "نه احمدی نژاد" برای بر هم زدن معیشت ملت در سال 91، معتقدند از یک سو ورود رهبری به غائله جدید مجلس نشینان و استفاده ایشان از اختیارات اصل 110 قانون اساسی به منظور توقف اجرای فاز دوم هدفمندی، معنایی جز عقب نشینی نداشته و بزرگترین آرزوی جریان کودتا (عقب نشینی رهبری ولو در حد سر سوزن) محقق می گردد. از سوی دیگر در صورتی که رهبری از دخالت در این موضوع خودداری کند، در پی فضا سازی های رسانه ای و اظهارات به ظاهر دلسوزانه نخبگان جبهه "نه احمدی نژاد" که طی روزهای گذشته طوفان تورم و خطرات ناشی از اجرای هدفمندی یارانه ها را گوشزد کرده اند، مسئولیت مشکلات معیشتی ملت، در سطحی فراتر از دولت، این بار متوجه شخص رهبری خواهد گردید. اکنون واضح است که جهاد اقتصادی از چه اهمیتی برخوردار است.

2- اقدام رئیس مجلس بار دیگر اثبات کرد که نگاه دشمنان احمدی نژاد به احکام حکومتی رهبری انقلاب، کاملا ابزاری است و این عده معتقدند با فشار بر رهبری باید کنترل احکام حکومتی و ظرفیت اصل 110 قانون اساسی را در خدمت منافع جناحی خود به کار گیرند. از همین روست که محمد حسن ابوترابی فرد (نفر دوم تهران در انتخابات مجلس نهم!) با خیانت در امانت رهبری و شکستن حریم امنیتی ایشان،  حکم محرمانه رهبری انقلاب در خصوص برکناری مشایی از معاونت اولی را افشا می کند و چندی بعد نیز وقاحت این جریان خبیث  به جایی می رسد که در شرایطی که هنوز اساسا حکمی از جانب رهبری انقلاب مبنی بر ابقای مصلحی نگاشته نشده (!)؛ خبر ابقای مصلحی با نظر رهبری را روی خروجی خبرگزاری فارس (!) قرار می دهند و نهایتا هم این محمود احمدی نژاد است که ضد ولایت فقیه است!
    
3 - برخلاف بسیاری که با اشاره به سرسختی های احمدی نژاد طی 7 سال گذشته وی را فردی غیر قابل نفوذ و به لحاظ روحی بسیار مستحکم می انگارند و معتقدند امکان ندارد احمدی نژاد از لحاظ روحی در هم بشکند؛ معتقدم  اتفاقا وی از یک نقطه، بسیار آسیب پذیر است به گونه ای که این شیر دلیر ولایت را هم می توان در هم شکست و دشمن نیز این نقطه ضعف و پاشنه آشیل (به تعبیر دشمنان احمدی نژاد و مهمترین نقطه قوت او از نگاه ما) را به خوبی دریافته است.

محمود احمدی نژاد هویت و موضوعیت خود را در گرو این می داند که سپری نفوذ ناپذیر و فدایی کارآمدی برای رهبری انقلاب باشد. او آمده است تا از اصابت تیرها به رهبری جلوگیری کند و این تمام ماموریتی است که احمدی نژاد برای خود تعریف کرده است.  او غیور است و سرشار از احساس به رهبری و بارها از رابطه پدر و فرزندی سخن گفته است. فرو ریختن و در هم شکستن احمدی نژاد تنها در صورتی به وقوع می پیوندد که وی احساس کند به ماموریتش خدشه ای وارد آمده و یا احیانا دشمن توانسته است تیری را به رهبری برساند. به همین دلیل است که وقتی در ماجرای عزل مصلحی، در پی فشار دشمنان، رهبری عزیز از سر حکمت، مصلحتی را می پزیرند؛ احمدی نژاد در هم می شکند و احساس می کند کارکرد خود را از دست داده چرا که منافقین به امام محبوبش مصلحتی تحمیل نموده اند و کار به جایی می رسد که به استعفا نیز فکر می کند.

شاهد دیگر این تحلیل نیز ماجرای عزل مشایی است که احمدی نژاد برای اثبات گزاره بسیار مهم و راهبردی "با فشار بر رهبری نمی توان دولت را به عقب نشینی وا داشت"  آن هم در شرایط خطیر فتنه، همه آبرو خود را فدا کرد.

نامه نگاری اخیر که خود در حکم تیری است که سپر دولت احمدی نژاد را نیز دور زده و خود را به آستان ولایت رسانده قطعا نیم نگاهی نیز به تضعیف و در هم شکستن روحی احمدی نژاد داشته است.

4 - نامه خصوصی علی لاریجانی به رهبر انقلاب دقیقا به همان دلیلی علنی شد که نامه بدون سلام و والسلام هاشمی رفسنجانی. اگر مخاطب علی لاریجانی رهبری عزیز و هدف رئیس مجلس ارائه مطالبی دلسوزانه در خصوص خطرات ناشی از طرح هدفمندی بود؛ هیچ نیازی نبود که افکار عمومی را از آن مطلع سازد.

نکته حائز اهمیت اینکه یک جریان خبیث در ابتدا با انتشار خبر نامه نگاری لاریجانی کوشید تا پیامی را برای رهبری ارسال کند و هنگامی که پاسخی نشنید، در مرحله دوم جزئیاتی از این نامه را منتشر نمود که هیچ معنایی جز به کار گیری روش "فشار از پایین و چانه زنی از بالا" ندارد.


نوشته شده توسط : محمد حسین حیدری

عشق است احمدی نژاد!

پنجشنبه 17 فروردین 1391   12:02 ق.ظ

طی کمتر از یک ماه، به جرم منحرف و ضد ولایت فقیه ندانستن رئیس جمهور و انذار دادن های دلسوزانه و مستدل نسبت به خطر ظهور فتنه ای هولناک از درون برخی نهاد های انقلابی در پی نادیده گرفته شدن فرمایشات رهبری عزیز و تشکیل گروهکی خطرناک شبیه گروهک مهدی هاشمی قاتل در کشور، از یک نهاد انقلابی و سپس خبرگزاری انقلابی (!) اخراج شدم.

اگر به جای شغل شریف خبرنگاری، ناگزیر به اشتغال در شغل شریف تر پیک موتوری هم بشوم، کلمه ای علیه احمدی نژاد نمی نویسم.

مهمترین لکه سیاه در زندگیم، محافظه کاری در دفاع از حقانیت رئیس جمهور به بهانه اشتغال در برخی نهاد های انقلابی است که حتی مانع از به روز شدن این وبلاگ می شد؛ هر چند خاطره شیرین رهاپرس انقلابی التیام بخش وجدان درب و داغون این روزهای من است. خدایا توبه از محافظه کاری!

بیامرزد خدا پدر آن متحجران و عقب افتاده های سیاسی را که زمینه آزادی قلمم را فراهم کردند. 

"عدالت، عشق و آزادی" مانیفست جبهه دوست داران انسال کامل است و ما تازه اول عشقیم. عشق است احمدی نژاد!


نوشته شده توسط : محمد حسین حیدری

آپلود عكس , آپلود رایگان عكس , آپلود تصویر , آپلود فایل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا